محمد جواد مغنية ( مترجم : محمد بحرينى كاشمرى )

8

دولتهاى شيعه در طول تاريخ ( فارسى )

نسبت عجيبى به حضرت امير ميدهد - كه خامه ياراى نوشتن آن ندارد ، دربارهء آنكس كه فرمود - اگر يك قطرهء شراب در چاهى افتد ، چاه پر شود آنجا گلدستهء مسجد گردد ، در آن گلدسته اذان ، نميگويم . يا در آبى افتد گوسفندى از آن بياشامد ، بجمع گوسفندان ديگر پيوندد ، از گوشت گوسفندان آن گله نخواهم خورد . درعوض آياتيكه مربوط به غدير خم ، و جانفشانى امير المؤمنين است يا به عكس تلقى كرده و يا سكوت ، نموده است . اتفاقا ، آثار او بيشتر از آثار ديگران مورد عنايت مترجمين محترم واقع شده است . و موجب شهرت وى در ميانهء عامهء مردم شده‌اند - حتى با اينكه از اولاد پيامبر نيست ، او را به لقب سيد ، ملقب ساخته ، و شناسانده‌اند - بااينكه اين لقب از اختصاصات منتسبين به حضرت زهرا ، و امير المؤمنين است . به همين منوال ، كه اگر بخواهم شرح دهم اين نويسندگان و كج‌روى و غرض‌ورزى آنانرا نيازمند به نوشتن كتابهائى خواهيم بود . عقيدهء من اين بوده ، و هست ، كه ترجمهء نوشته‌هاى اين نويسندگان محيط را آمادهء پذيرش انديشه‌هاى مسموم آنان مىكند ، گروهى گمنام ، و ماجراجو ، و فرصت‌طلب ، كه داراى عقده‌هاى روانى و محروميت هستند ، از آب گل‌آلود ماهى ، ميگيرند و گروهى را كه ، داراى اطلاعاتى ، اندك ، از امور دينى و مذهبى هستند گمراه ميكنند ، و از نوشتهء همين نويسندگان مفسد ، دست‌آويز جمعى قرار گرفته است كه بنام دين و مذهب ، اسلام‌شناسى ، روشن‌بينى ، تحقيق دربارهء ولايت ، مبارزهء با خرافات ، بررسى دعاى ندبه ، و و و . . . ميخواهند با اعتقادات مردم شيعه ، بازى كنند ، بنام دين از پشت به خاندان رسالت خنجر ميزنند ، به گمان خود ، مىتوانند نور الهى را خاموش سازند يا از دوستى ، و اعتقاد ملت ايران ، نسبت ، به پيشوايان برحق ، بكاهند . و يا اقلا براى رهبران غاصب در دل مردم جائى پيدا كنند ! ! زهى ، خيال باطل !